تبليغاتX
ما ... چهارشنبه ها

ما ... چهارشنبه ها

کانون شاعران و نویسندگان ورامین

سلام به همه دوستان و همراهان همیشگی.

نشست بهمن ماه  با شور و حال خاصی برگزار شد و جای خیلی از دوستان خالی بود. مثل نشست هرماه ابتدا برای نشست ماه بعد اطلاع رسانی می کنم و بعد چند خبر و نهایتا گزارش نشست بهمن ماه 1390.

 نشست ماهیانه اسفندماه

              کانون شاعران ونویسندگان ورامین            

چهارشنبه 3 اسفند ساعت 16:30

فرهنگسرای رازی ورامین

 و چند خبر:

1-      اختتامیه جشنواره "ورامین ایرانی کوچک " روز 27 بهمن ماه در ورامین برگزار و از نفرات و آثار برگزیده تقدیر خواهد شد.

2-      هرچند مهلت ارسال آثار به جشنواره فوق به اتمام رسیده است امّا دوستان و شاعرانی که به هر نحو در مورد دشت بزرگ ورامین و... شعری دارند می توانند تا روز 8 بهمن با ذکر مشخصات به صورت کامنت خصوصی به همین وب یا به صورت ایمیل ارسال نمایند.

3-      وبلاگ انجمن شعر دوستانه و گروه ادبی چراغ به روز شده است. لطفا بخوانید .

انجمن شعر دوستانه : http://poshtemiz.blogfa.com

 گروه ادبی چراغ :       http://cheraq-v.blogfa.com

"نقره های گداخته" با مطالب تازه ای به روز شده است به خواندنش می ارزد، لینک زیر را کلیک کنید:     http://haghdoust.blogfa.com

در نشست ماهیانه بهمن این دوستان شاعر و هنرمند حضور داشتند:

حوریه نارویی-مینا کریمی-علی رضا-امیر جاودانی- فرناز انوری- مجید مه آبادی- سرکار خانم کوکبی- محمد رضا مصلحی- پارسا مصلحی- مریم رضایی- زهره اردستانی-فاطمه خسروی- مریم شاه ساعد- احسان برات پور(شاعر میهمان اهل مشهد)- جلال حیرت ( شاعر میهمان )- زهره احمدی- سیده شهره حقدوست اسکویی-سینا قشقایی-حسین بوربور-مائده خراسانی- هاشم شیرزاد-زهرا جوادی-مجید ابراهیمی- محمد تقی قشقایی

و اما در مورد نشست بهمن ماه :

طبق معمول هر جلسه بحثهای ابتدایی تخصصی اختصاص داشت به معرفی و نقد و بررسی دو مجموعه شعر از دوستان جوان و همچنین مقایسه تطبیقی دو اثر فوق:

Picture Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

"سایه روشن" عنوان مجموعه شعر دوستمان علی اکبر لطفی است که در حال حاضر در شهر شوش خوزستان سکونت دارد و تخصص اش کارشناسی بهداشت حرفه ای است و البته قرابت دیرینه ای با شعر دارد. این دفتر 96 صفحه و حاوی 42 شعر که در قالبهای غزل- دوبیتی و شعر سپید کوتاه است که توسط انتشارات شاملو در شمارگان1000 عدد چاپ و روانه بازار کتاب شده است.

تا یک نفس دوباره به این مرده جان دهی

باید به عشق گوشه چشمی نشان دهی

از این اتاق هم به خدا می توان رسید

تنها اگر تو پنجره ای ناگهان دهی !

پرواز را ببین به کجا می رسد زعشق

وقتی به این پرنده کمی آسمان دهی

چون دستهای دودی آتش برای من

از راه دور کاش که دستی تکان دهی

در بین راه و چاه جهان گیر کرده ام

این راه را مگر تو به چشمم نشان دهی

                                                           ص 12- غزل ناگهان

چو شاهین پر کشیدن فرق دارد

پریدن تا پریدن فرق دارد

هزاران فرق بین چشم و گوش است

که دیدن تا شنیدن فرق دارد

                                  ص 81 – دوبیتی-1

انگار نه انگار

بزرگ شهری بود به بزرگی تاریخ

امروز شوش را از هرطرف که می خوانم

فرقی نمی کند

                    مثل درد!

                                 ص95- شعر شوش

 دفتر سایه روشن دارای قابلیتهای شعرگونه بسیاری است که بخش کوتاهی از آن را در نشست ماه به نقد نشستیم نظیر استفاده خوب از تکنیک های زبانی- جاری بودن سیال اجتماع و انسانها در آن- دغدغه جدایی از محدودیت ها و... و از نکاتی که میتوان به بهبود مسیر شعری این شاعر جوان کمک کرد می توان به قرار نگرفتن در رودخانه مد گرایی شعر امروز و خود اتکا بودن-کمی فاصله گرفتن از واژه های کهن زده و حرف های اضافی که تقریبا امروزه کاربرد ندارد و همین طور نظارت بیشتر به ویرایش و چاپ در آثار بعدی اشاره کرد.

همین طور دفتر شعر"به دنبال رویش" اثر سیاوش پور افشار مورد بررسی قرار گرفت. این دفتر اختصاص به سروده های سالهای78-82 شاعر یعنی یک بازه زمانی حدود 5 ساله دارد. انتشارات  بوتیمار مشهد این دفتر را که 100 صفحه و تعداد 49 شعر سپید را در خودش جای داده  است به چاپ رسانده در شمارگان 1000 عدد وارد بازار نشر شده است.

Picture Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

نظر بلند دارد ناربن

با آسمانی مکدر از

                          کلاغ

یک روز مهاجران باغ اویند

کبوترانی که شیشه را

                          معبر آسمان دیده اند

             نظر بلند دارد ناربن

من و او از یک تباریم

                  در انتظارِِ

                           خرمن ِ

                            بعد از آبیاری.

                                           خرداد1379- ص 21

سردتر از آن نیست/که پوچ شود قلاب/وقتی صیدها/ به چشمه سارهای دیگرند/به کلبه باز نگردیم/مردابها را تعویض کنیم/به رودبارها/دریا هم هست/ نترسیم اگر/ توفان آمد/ حوله زرد/ خشک خواهد کرد ما را/        شعر صید-ص 84

از نکات مثبت این دفتر می توان به استفاده و کارکرد موثر از عناصر طبیعی یعنی طبیعت در شعر اشاره کرد کاری که شاعر همشهری مان کاوه شصتی در آن تبهر دارد و این از جنبه های متمایز کننده این دفتر است و از نکاتی که شاعر باید بیشتر روی آن تمرکز کند این است که در بعضی شعرها کلمات و واژه های مورد استخدام بسیار کلی اند و اتفاقا شاعر اگر می خواهد جهانی شود چیزی که در مقدمه به آن اشاره کرده باید تلاش کند هرچه بیشتر بومی باشد!

 و نمونه شعر های نشست بهمن ماه

 احسان برات پور:

وقتی برای عشق الگویی فراهم نیست! 

چون من در این عالم به کار عاشقی کم نیست!

جایی که افسانه است این آیینه گون واژه 

روزی اگر آهی نباشد باز هم غم نیست!

آدم نبود از اول این آدم که می بینی ش!

بی سعی کافی در قوافی آدم آدم نیست!

آوازقمری ها و سرمستی گل ها را

چون من ، یکی افسانه خوان در هر دو عالم نیست!

گفتی که باران حکمت دیوانه ای دارد!

آری ! دل دیوانه ام بی عشق محکم نیست!

افسانه پردازان عالم خوب می دانند :

افسانه هم بی عشق در آدم مسلم نیست!

رفتار آتش را ببین در باغ تاریکی! :

عشق است! در روشنگری مانند او هم نیست!

عشق است ! نام دیگر آواز های من!

آن قمری ام کز شاخه جز بادی به بالم نیست!

 محمد رضا مصلحی:

چشم دل بر پیکرش دوختیم

سوختن را ما از او آموختیم

پیکر از او سوخت از ما هم جگر

طالقانی سوخت یا ما سوختیم؟

***

با آن لب خاموش و تن سوخته می رفت

با چشم به راه همگان دوخته می رفت

آری که نبود غافل از یاد عزیزان

می سوخت و چون شمع بر افروخته می رفت

مجید مه آبادی:

فرش ِ روي ديوار

اصالت خانه را

به آفتاب نشان مي دهدو

باغچه 

در انتظار ميوه ي 

 درختانش

آب مي خورد،

چگونه مي شود اين خانه را

 ترك كرد؟!

 مریم رضایی:

دوباره شب شد و چشمم بر آسمان افتاد

شبی نبوده که بی غم سحر شود ای داد

شب آستان نیاز من و غریبی ها ست

همیشه مانده در این شب به سینه ام فریاد

مرا که بی کس ام امّا در این غریبی ها

همیشهلغزش اشکی نوازشم می داد

پرنده قفسم مبتلای عشق و جنون

خدا نخواست که باشم در آسمان آزاد

اگر که شب برود یا سپیده باز آید

قسم به شب به سکوتش نمی روی از یاد

 حسین بوربور :

به آغازیدن روزی نو

و از آن پس

بر آمدن روزگاری بهین

از مشرق امید و آرزو

طمع مکن!

        چه کس تو را گفته است

که تلالو خورشید شرمسار حقیقت

از افق تیره تزویر و دروغ

                     سر بر خواهد آورد؟!

در تکاپوی رستگاری

به تلاطم توهم

غوطه مخور!

ای دوست به تغافل منشین!

که شب

حجم تیره انبوهی است

که به انکار سعادتمندی تو جاری گشته است.

 هاشم شیرزاد :

نمی دانم کجایی؟

نمی دانم اکنون قدمت

در میان کدامین کوچه های سرد و تاریک

جای می اندازد

ولی می دانم این صدای خش خش

صدای برگ های زرد و خشکیده است

که زیر قدم هایت

                  خرد می شود.

 مجید ابراهیمی :

روزگاری خدارا سرزنش می کردم

 که دنیا را اینگونه آفرید!

 وپدر ومادرم را

که به دنیایم آوردند

امروز عکس تورابه مادر

نشان می دهم

 لبخند میزنیم

من برای پرندگان دانه می ریزم

 ودعا می خوانم

                 به سلامت بازگردی.

 سیده شهره حقدوست اسکویی:

باور نداشتم خودم و باور خودم

انگار سنگ که از کوه میکنند

من سخت بسته به دنیا و لحظه ها

من طاقتی عجیب

در این گیر و دارها

دلبستگی به خدا نه،خدانما

هی تو سلام من علیک دادی و من آب خوردم و

مثل تمام روزمره شدنهای دیگرم

                آب و سلام و لعن .آب و سلام و لعن

من سخت بسته به دنیا و لحظه ها

        تو معجزی بزرگ در این گیر و دارها

من باوری عجیب در این پاسخ شما

                 آقا سلام و علیکی که داده ای

                                                 تو باوری بزرگ در اندوه آبها .

زهره سادات اردستانی :

یادش بخیر/ با بچه ها/ تو کوچه ها/ الک دولک/ حسن کلک/آهای آهای گرگم و گله می برم/چوپون دارم نمی زارم/ دسته جمعی قایم موشک پشت دیوار/ حسن و حسین تیله بازی/ چه برقی می زد تیله ها/ تو جیبشون صدا می داد/جرینگ جرینگ جرینگ جرینگ/...

 

محمد تقی قشقایی :

به تو که می رسم

            دست هایم گُر می گیرند

به تو که می رسم

               کتف هایم درد می کند

سرم به پایین می افتد

و باران بی بهانه

           به دست و پایم می افتد

  آب چیز بدی است !

      بدون آب

 و بدون شاخه هایت

                     زیباتر شده ای!

                فقط سرت را کمی بالاتر بگیر !

                                                حرم حضرت ابوالفضل- 14 دی 1390

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 15:58  توسط محمد قشقایی  | 

سلام به همه دوستان و همراهان همیشگی.

ابتدا به خاطر دیر به روز شدن اینجا عذر خواهی می کنم و دلیل هم این بود که فردای نشست دی ماه به همراه خانواده به زیارت عتبات عالیات در عراق مشرف شدیم نجف- کربلا- سامرا و کاظمین . همانطور که به دوستان کانون حضورا عرض شد نایب الزیاره همه دوستان واقعا بودم اگر لیاقت داشته باشم. ابتدا چند سوغاتی ناقابل و سپس اطلاع رسانی در مورد نشست بهمن ماه و همین طور گزارش نشست دی ماه:

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

یک شعر کوتاه از خودم که کنار حرم حضرت ابوالفضل نوشته ام:

فکر می کردم

این کبوتران چقدر آب می خورند!

امّا

شدت تشنگی ات را

فهمیده اند

که از صبح تا غروب

           با نوک هایشان

               برای گنبدت آب می آورند!

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

حرم حضرت عباس(ع)

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

یک نما از مسجد کوفه

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

میدان مشک- کربلا- سینا پسرکم!

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

دو نخل در نزدیکی مرقد دو طفلان مسلم

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

رود معروف "فرات"

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/ 

و این هم سوغات آخر که تقدیم می شود!

 

نشست بهمن ماه کانون شاعران و نویسندگان ورامین

چهارشنبه ۵ بهمن ماه

ساعت ۱۶:۳۰

فرهنگسرای رازی ورامین

و اما گزارش نشست دی ماه :

همانطور که از قبل اعلام کرده بودیم این نشست علاوه بر شعر خوانی و ارائه آثار توسط اعضاء که حدود یکساعت از وقت جلسه را به خود اختصاص داده بود بقیه جلسه به نقد و بررسی تخصصی و فنی مجموعه داستان"عروس بید"  اثر یوسف علیخانی اختصاص داشت که با حضور استاد وزیری نویسنده و محقق معاصر و جناب دکتر دماوندی عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و نویسنده و مردم شناس معاصر و بقیه اعضاء کانون و به خوبی و با شور و حرارت خاصی دنبال شد که به گفته حاضرین و دوستان مطبوعاتی یکی از پربارترین جلسات نقد یک کتاب در کشور بود. که انشااله مثل نقد و بررسی های دیگر حرفهای استادان حاضر در جلسه و نقدهای نویسنده ها و منتقدین حاضر مکتوب و در اختیار همگان قرار خواهد گرفت.

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

دکتر مجتبی دماوندی- استاد سعید وزیری- محمد تقی قشقایی

و اما خیلی از دوستان شاعر و نویسنده در این نشست شرکت داشتند:

امیر جاویدانی- حوری نارویی- مائده خراسانی-فاطمه رایتی-مسعود مه آبادی- فرزانه غیوروطن-مجید مه آبادی-محسن مرادی پور- علی رضا- بهروز مشتاق- طاهر طاهری-استاد فارسی-استاد جلال جنیدی- سمیه مزینانیان-فرحناز انوری- ایرج انتظاری-محمد انوری-وجیه اردستانی-کاظم سراج-میلاد محمد سلیمانی-محمد حسن صادقی- صابره صادقی- ضرغام میرزایی- خانم میرزایی-فرخنده نجفی-زهرا حسینی- سیده شهره حقدوست اسکویی-آقای یوسفی- محمد رضا دارایی-محمد رضا شرفی خبوشانی- حسین بوربور- مجید ابراهیمی- مهدی کمیزی-مریم رضایی- طیبه هداوند-صبا کمالی-کاوه شصتی-سید مهدی میر آقایی- دکتر مجتبی دماوندی- غنچه وزیری- استاد سعید وزیری-الهه تاجیک زاده- آقای جنیدی-پروین فرج الهی-سینا قشقایی-فاطمه خسروی-مریم عرب-زهرا آزور-سید یونس حقدوست- محمد تقی قشقایی

و... بسیاری از دوستان که متاسفانه اسم شان از قلم افتاده است و من از همه شان به خاطر این کوتاهی عذر خواهی می کنم.

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

بین برنامه شعرخوانی شاعران و نقد تخصصی برنامه موسیقی توسط محمد رضا دارایی و یوسفی به خوبی اجرا شد:

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

و در پایان حضار عکس یادگاری گرفتند که البته خیلی ها در این کادر نیستند:

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

این پست بدون شعر شد هم آثار خوانده شده بسیار زیاد بود و هم مجال این پست کوتاه که انشاا... در پست بعدی جبران خواهم کرد.

                                                                  خدا نگهدارتان

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 13:35  توسط محمد قشقایی  | 

به نام خداوند جان و خرد

سلام.

آذر ماه هم رسید امسال هوای پاییز واقعا پاییزی است. باران  و کمی برف حال و هوای همه مان را عوض کرده است. محرم هم از راه رسید چه زود محرم امسال شد...جلسه ماهیانه کانون شاعران و نویسندگان ورامین مثل همه چهارشنبه های اول ماه به خوبی برگزار شد. مثل اکثر پست ها اول برای نشست ماه بعد اطلاع رسانی می کنم و بعد گزارش نشست آذر ماه:

  کانون شاعران و نویسندگان ورامین

با همیاری انجمن شعر دوستانه

چهارشنبه 7 دی 1390

همراه با نقد و بررسی مجموعه داستان "عروس بید" نوشته

یوسف علیخانی

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

با حضور نویسنده و

کارشناسان میهمان: استاد سعید وزیری و دکتر مجتبی دماوندی

ساعت 16:30  - فرهنگسرای رازی ورامین

 اطلاع رسانی در مورد ۲ فراخوان :

۱- فراخوان ششمین جشنواره شعر فجر:

به منظورارتقاي سطح کيفي شعروگسترش هرچه بيشترآن، به عنوان پشتوانه فرهنگي وثروت ملي، ششمين جشنواره بين المللي شعرفجر برگزار مي شود. اميداست شرکت فعال وموثرکليه عزيزان شاعر، باهرگرايش، سليقه وسبک شعري موجب بالندگي هرچه بيشتراين هنرملي گردد.
اين جشنواره کاملاًرقابتي است وتمام سنين، مضامين، قالبهاو حوزه هاي شعري(سنتي، نيمايي وسپيد، سرودوترانه) وبخش ويژه کودک ونوجوان رادربرميگيرد.
بديهي است ارزيابي براساس آثارارسالي خواهدبود وازبرگزيدگان به نحو شايسته اي تقدیربه عمل خواهدآمد.
دراین دوره بخش ویژه ای به بررسی کتابهای پژوهشی حوزه شعرمنتشرشده ازفروردین 1385 تا پایان اسفند 1389 خواهد پرداخت.

شرايط شرکت:
1- ارسال مجموعه هاي شعرمنتشرشده درفاصله زماني 1389 و1390ياحداقل10وحداکثر20صفحه شعر(ازتازه سروده ها)درهريک ازبخشهاي موردنظرشاعران
2- تکميل وارسال فرم شرکت درجشنواره به ضميمه 1برگ تصويرشناسنامه ياکارت ملي

مهلت ارسال آثار: تاپايان وقت اداری روزچهارشنبه مورخ30 آذرماه1390
نشانی ستاد برگزاری:
تهران،خيابان شهيدمطهري،خيابان فجر(جم سابق)، پلاک7،طبقه4،کدپستي:1589743111
تلفن:88342979 نمابر:88861324

نمونه فرم شرکت در ششمين جشنواره بين المللي شعر فجر:
نام                   نام خانوادگی                             نام پدر                       شماره شناسنامه
محل تولد                   تاریخ تولد                         کدملی
نشاني محل سکونت
کدپستی                                     تلفن ثابت                         شماره تلفن همراه
نشانی پست الکترونیکی
اينجانب بامشخصات فوق وباارسال ... جلد کتاب... صفحه شعر، آمادگي خودرابراي شرکت دربخش سنتي نيمايي و سپيد سرود و ترانه و بخش ويژه کودک ونوجوان ششمين جشنواره بين المللي شعرفجر اعلام مي دارم.

۲- جشنواره اعتکاف قم- مهلت ارسال آثار ۲۴ آذر:

Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com

و امّا درباره نشست آذر ماه:

خیلی از دوستان شاعر و نویسنده در نشست آذر ماه حاضر بودند. و چقدر شعف انگیز بود دیدار هم و یادکردن از خیلی ها که نبودند و بعضی که دیگر نیستند.

مثل همه نشست های گذشته بررسی تخصصی یک اثر هنری در نشست ماه صورت گرفت. کتاب این ماه "بادها خواهران من اند" مجموعه شعر شاعر همزبان و به نوعی هم وطن سرکارخانم محبوبه ابراهیمی از شاعران خوب افغانستان و همسر سید ضیاء قاسمی از دوستان دیرسال مان و از شاعران خوب و تاثیر گذارٍِ زن این سالهای افغانستان بود.که الآن در کابل به سر می برند.

مححبوبه ابراهیمی- متولد ۱۳۵۴- قندهار- مجموعه شعر بادها خواهران من اند- 47 صفحه-26 شعر- با اینکه به لحاظ کمیت خیلی خلاصه است اما در نوع و چارچوب خودش و در فضای موجود دارای نکات قابل تعمقی است که بخشی از این نکات توسط محمد تقی قشقایی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.این دفتر حاوی شعرهای کلاسیک و سپید شاعر است که توسط انتشارات سوره مهر در سال ۱۳۸۶چاپ شده است .

زاویه های مختلفی که بحث های اصلی در مورد آنها در نشست ماه انجام شد می توان به :

محتوای شعرها - گریز از هنجارها-  موسیقی جاری - ساختار زبان و فرم شعرها- مضمون منطقی و سیر عمودی در شعرها-   حسن زنانگی پررنگ و واقعی در اکثر شعرها- اصالت روستایی و مواجه شدن با عناصر زندگی شهری    اشاره کرد .

بر تابلو نوشته شده مرز ، چند بار؟

یعنی چقدر مانده به تو؟چند انتظار ؟!

بر تابلو غریب نشسته است نام تو

در سینه شوق رد شدن از سیم خاردار

این سو شکسته تلخ غزل در گلوی من

آن سو شکفته شعر به لب های قندهار

ای باد! بوسه های مرا تا لبش ببر

بنشان به گونه های زمستان گل انار

حالا که سبزه سرزده از جای زخم هاش

ای ابر! گریه های مرا بر تنش ببار

این سو کنار مرز نشسته است انتظار

آن سو شکفته است لب رود نوبهار

                                                    شعر صفحه17

 از بادها /که بر پنجره می کوبند/از پستچی ها/ که بر در/تو را نمیشنوم/ فراموشت کرده ام/چون کودک/که خواب هایش را/ بال بال می زنم/ و نمی یابمت/ شبیه پروانه هایی که پرکشیدند از پیراهنم/شاید هم جا مانده ای/چون طعم شیر تازه/ در دهان کودکم.

                                                                                 شعر صفحه41- "بادها خواهران من اند"

 البته قبل از شروع بحث اصلی شاعر دوست داشتنی محمد حسن صادقی سازش را با خودش آورده بود و با همراهی سازش آواز زیبایی برای حاضرین خواند. 

 Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

امروز به هریک از دوستان از طرف کانون یک مجموعه داستان از نویسندگان (حدود ۱۰ نویسنده معاصر ایرانی) و همچنین مجموعه شعر" رنگین کمان باغ دانایی" سروده های ۵۰ ساله استاد سعید وزیری که اخیرا توسط انتشارات واج چاپ شده است اهداء گردید.

و اما این دوستان شاعر و هنرمند در نشست آذر ماه حضور داشتند:

استاد سعید وزیری- فاطمه خسروی- مینو مصلحی- خانم علیدوستی- بهزاد سیدی- محمد رضا دارایی- سید ایمان موسوی- محمد حسن صادقی- سیامک میکائیلی- مجید مه آبادی- فرزانه غیور وطن- کاظم سراج فیروزکوهی- فاضل اکبری- زهرا حسینی- فرخنده نجفی- وجیهه اردستانی- خانم صادق زاده- محمد تقی قشقایی- سید مهدی میر آقایی- ضرغام میرزایی- مجید ابراهیمی- مهدی کمیزی- کاوه شصتی- علی رضاو...

 Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

و اما نمونه هایی از آثار در نشست ماه:

 سعید وزیری:

امشب چقدر هوا سرد است

من در قهوه خانه شلمبه

چه دلگیرم

تا ویمه راه زیادی نیست

امّا

گرگ در راه است

آدم هم که گرسنه باشد

                         گرگ می شود.

                                              سال 1341

کاوه شصتی:

بر کور سوی چراغ

در سکوت شب سیاه و سرد

در سایه های انجیر

آهسته باز می کند و سخت می کوبد

در چوبی لنگ را

                   نفیر باد

در عبور از خارها

در حواس جمع بیداران

                         می پیچد.

 کاظم سراج فیروزکوهی:

ای خوش که دلی رها زماتم سازی

آسوده اش از مشقّت و غم سازی

ای خوش که به خاطر پریشان حالی

اسباب فراغتی فراهم سازی

 *

ای خوش که دلی زخود نرنجانی تو

یا روی خود از وفانگردانی تو

دیدی اگر ای دوست پریشان حالی

ای خوش زمحبتی بخندانی تو

 مهدی کمیزی:

از پشت گوشی

چه مهربان می شود صدایت

امّا چه حیف و صد حیف !

که سیم های تلفن

رسانای گرمای تن ات و برق نگاهت

                                           نیستند

گند بزند هیکل این گراهام بل را

که اختراعش را

              این قدر

                ناقص رها کرد.

مجید ابراهیمی:

خود را لعنت می کند

و اسب عرق ریز را

شلاق می زند

سوار راه گم کرده در دشت دژخیم...!

 سید مهدی میرآقایی:

با آنكه چشمانت پناه عشق بودند

ياران رفيق نيمه راه عشق بودند

 دلتنگ بودی راه دريا را گرفتی

اعماق دريا جايگاه عشق بودند

 ساحل هنوزم تكيه بر خورشيد می‌زد

ساحل‌نشينان رو سياه عشق بودند

 دريا به سمت ردپايت خيز برداشت

دريا دلان مرد گناه عشق بودند

 احساس روی شانه‌هايت گريه می‌كرد

تا شانه‌هايت تكيه‌گاه عشق بودند

 مجید مه آبادی:

مي خورد بربام خانه  حال باران ديدني ست
مي توان فهميد امسال  اين زمستان ديدني ست    

گاه از روي درختان برگ ها را مي نواخت
گاه وقتي اينچنين مي شد دوچندان ديدني ست
كوچه هاي تنگ وقتي بي نشان از عابر است
پرسه هاي من حوالي  خيابان ديدني ست
مي روم تا دوستانم را بيابم،  فكر كن!
زير باران شعر خواني با رفيقان ديدني ست!!!
هر طرف در شهر مي چرخم زلال و آينه ست
چشم هاي تو  درآيينه؛  كماكان ديدني ست

 سیامک میکائیلی:

ابرهای بارانی  روی بام

باز اخم های درهم رفته تو

عینک آفتابی را بر می دارم

به چشم می زنم

زیر باران می نشینم

عینک آفتابی من!

ترفند پنهانیست

          برای خنداندن تو .

خانم علیدوستی:

غربت لحظه های تنهایی ام را

سر بام حسرت

        سایه ی بوم و ویرانی ام را

ستاره ها شاهدند

بالش بی لالا یی ام را... 

 فرخنده نجفی:

وقت ندارم

به وقت هایی که دارم

                       فکر کنم

                   دارد دیر می شود.

 زهرا حسینی :

 بسته ام بقچه ام را شبانه

می روم می روم بی بهانه

تا که پیدا کنم در نگاهش

از دل عاشقم یک نشانه

شاید از ساقه ترد قلبم

ناگهان بشکفد یک جوانه

می نشینم بخواند برایم

صد غزلواره عاشقانه

تا که معنا شوم در کلامش

تا هجایم کند شاعرانه

از گل وازه هایش بپوشم

استتارم کند جاودانه

بسته ام بقچه ام را شبانه

می روم می روم بی بهانه

 محمد تقی قشقایی:

چه باران بیاید، نیاید،نیامد

بهاری به شکّ تو آید... نیامد

تو دل داده بودی به انسان مغموم

چرا روزهایی که باید نیامد

تو هابیل بودی ولی کو کسی که

به درگاه تو سر سپارد ، نیامد

تو تردید داری که این پای زخمی

بیاید ،نیاید ،بیاید ... نیامد

به فرسایش روح من تکیه مگذار

خدایی در این کوه شاید نیامد

                                فروردین1387- دمشق

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1390ساعت 22:33  توسط محمد قشقایی  |