سلام به همه دوستان و همراهان همیشگی.
نشست بهمن ماه با شور و حال خاصی برگزار شد و جای خیلی از دوستان خالی بود. مثل نشست هرماه ابتدا برای نشست ماه بعد اطلاع رسانی می کنم و بعد چند خبر و نهایتا گزارش نشست بهمن ماه 1390.
نشست ماهیانه اسفندماه
کانون شاعران ونویسندگان ورامین
چهارشنبه 3 اسفند ساعت 16:30
فرهنگسرای رازی ورامین
و چند خبر:
1- اختتامیه جشنواره "ورامین ایرانی کوچک " روز 27 بهمن ماه در ورامین برگزار و از نفرات و آثار برگزیده تقدیر خواهد شد.
2- هرچند مهلت ارسال آثار به جشنواره فوق به اتمام رسیده است امّا دوستان و شاعرانی که به هر نحو در مورد دشت بزرگ ورامین و... شعری دارند می توانند تا روز 8 بهمن با ذکر مشخصات به صورت کامنت خصوصی به همین وب یا به صورت ایمیل ارسال نمایند.
3- وبلاگ انجمن شعر دوستانه و گروه ادبی چراغ به روز شده است. لطفا بخوانید .
انجمن شعر دوستانه : http://poshtemiz.blogfa.com
گروه ادبی چراغ : http://cheraq-v.blogfa.com
"نقره های گداخته" با مطالب تازه ای به روز شده است به خواندنش می ارزد، لینک زیر را کلیک کنید: http://haghdoust.blogfa.com
در نشست ماهیانه بهمن این دوستان شاعر و هنرمند حضور داشتند:
حوریه نارویی-مینا کریمی-علی رضا-امیر جاودانی- فرناز انوری- مجید مه آبادی- سرکار خانم کوکبی- محمد رضا مصلحی- پارسا مصلحی- مریم رضایی- زهره اردستانی-فاطمه خسروی- مریم شاه ساعد- احسان برات پور(شاعر میهمان اهل مشهد)- جلال حیرت ( شاعر میهمان )- زهره احمدی- سیده شهره حقدوست اسکویی-سینا قشقایی-حسین بوربور-مائده خراسانی- هاشم شیرزاد-زهرا جوادی-مجید ابراهیمی- محمد تقی قشقایی
و اما در مورد نشست بهمن ماه :
طبق معمول هر جلسه بحثهای ابتدایی تخصصی اختصاص داشت به معرفی و نقد و بررسی دو مجموعه شعر از دوستان جوان و همچنین مقایسه تطبیقی دو اثر فوق:

"سایه روشن" عنوان مجموعه شعر دوستمان علی اکبر لطفی است که در حال حاضر در شهر شوش خوزستان سکونت دارد و تخصص اش کارشناسی بهداشت حرفه ای است و البته قرابت دیرینه ای با شعر دارد. این دفتر 96 صفحه و حاوی 42 شعر که در قالبهای غزل- دوبیتی و شعر سپید کوتاه است که توسط انتشارات شاملو در شمارگان1000 عدد چاپ و روانه بازار کتاب شده است.
تا یک نفس دوباره به این مرده جان دهی
باید به عشق گوشه چشمی نشان دهی
از این اتاق هم به خدا می توان رسید
تنها اگر تو پنجره ای ناگهان دهی !
پرواز را ببین به کجا می رسد زعشق
وقتی به این پرنده کمی آسمان دهی
چون دستهای دودی آتش برای من
از راه دور کاش که دستی تکان دهی
در بین راه و چاه جهان گیر کرده ام
این راه را مگر تو به چشمم نشان دهی
ص 12- غزل ناگهان
چو شاهین پر کشیدن فرق دارد
پریدن تا پریدن فرق دارد
هزاران فرق بین چشم و گوش است
که دیدن تا شنیدن فرق دارد
ص 81 – دوبیتی-1
انگار نه انگار
بزرگ شهری بود به بزرگی تاریخ
امروز شوش را از هرطرف که می خوانم
فرقی نمی کند
مثل درد!
ص95- شعر شوش
دفتر سایه روشن دارای قابلیتهای شعرگونه بسیاری است که بخش کوتاهی از آن را در نشست ماه به نقد نشستیم نظیر استفاده خوب از تکنیک های زبانی- جاری بودن سیال اجتماع و انسانها در آن- دغدغه جدایی از محدودیت ها و... و از نکاتی که میتوان به بهبود مسیر شعری این شاعر جوان کمک کرد می توان به قرار نگرفتن در رودخانه مد گرایی شعر امروز و خود اتکا بودن-کمی فاصله گرفتن از واژه های کهن زده و حرف های اضافی که تقریبا امروزه کاربرد ندارد و همین طور نظارت بیشتر به ویرایش و چاپ در آثار بعدی اشاره کرد.
همین طور دفتر شعر"به دنبال رویش" اثر سیاوش پور افشار مورد بررسی قرار گرفت. این دفتر اختصاص به سروده های سالهای78-82 شاعر یعنی یک بازه زمانی حدود 5 ساله دارد. انتشارات بوتیمار مشهد این دفتر را که 100 صفحه و تعداد 49 شعر سپید را در خودش جای داده است به چاپ رسانده در شمارگان 1000 عدد وارد بازار نشر شده است.

نظر بلند دارد ناربن
با آسمانی مکدر از
کلاغ
یک روز مهاجران باغ اویند
کبوترانی که شیشه را
معبر آسمان دیده اند
نظر بلند دارد ناربن
من و او از یک تباریم
در انتظارِِ
خرمن ِ
بعد از آبیاری.
خرداد1379- ص 21
سردتر از آن نیست/که پوچ شود قلاب/وقتی صیدها/ به چشمه سارهای دیگرند/به کلبه باز نگردیم/مردابها را تعویض کنیم/به رودبارها/دریا هم هست/ نترسیم اگر/ توفان آمد/ حوله زرد/ خشک خواهد کرد ما را/ شعر صید-ص 84
از نکات مثبت این دفتر می توان به استفاده و کارکرد موثر از عناصر طبیعی یعنی طبیعت در شعر اشاره کرد کاری که شاعر همشهری مان کاوه شصتی در آن تبهر دارد و این از جنبه های متمایز کننده این دفتر است و از نکاتی که شاعر باید بیشتر روی آن تمرکز کند این است که در بعضی شعرها کلمات و واژه های مورد استخدام بسیار کلی اند و اتفاقا شاعر اگر می خواهد جهانی شود چیزی که در مقدمه به آن اشاره کرده باید تلاش کند هرچه بیشتر بومی باشد!
و نمونه شعر های نشست بهمن ماه
احسان برات پور:
وقتی برای عشق الگویی فراهم نیست!
چون من در این عالم به کار عاشقی کم نیست!
جایی که افسانه است این آیینه گون واژه
روزی اگر آهی نباشد باز هم غم نیست!
آدم نبود از اول این آدم که می بینی ش!
بی سعی کافی در قوافی آدم آدم نیست!
آوازقمری ها و سرمستی گل ها را
چون من ، یکی افسانه خوان در هر دو عالم نیست!
گفتی که باران حکمت دیوانه ای دارد!
آری ! دل دیوانه ام بی عشق محکم نیست!
افسانه پردازان عالم خوب می دانند :
افسانه هم بی عشق در آدم مسلم نیست!
رفتار آتش را ببین در باغ تاریکی! :
عشق است! در روشنگری مانند او هم نیست!
عشق است ! نام دیگر آواز های من!
آن قمری ام کز شاخه جز بادی به بالم نیست!
محمد رضا مصلحی:
چشم دل بر پیکرش دوختیم
سوختن را ما از او آموختیم
پیکر از او سوخت از ما هم جگر
طالقانی سوخت یا ما سوختیم؟
***
با آن لب خاموش و تن سوخته می رفت
با چشم به راه همگان دوخته می رفت
آری که نبود غافل از یاد عزیزان
می سوخت و چون شمع بر افروخته می رفت
مجید مه آبادی:
فرش ِ روي ديوار
اصالت خانه را
به آفتاب نشان مي دهدو
باغچه
در انتظار ميوه ي
درختانش
آب مي خورد،
چگونه مي شود اين خانه را
ترك كرد؟!
مریم رضایی:
دوباره شب شد و چشمم بر آسمان افتاد
شبی نبوده که بی غم سحر شود ای داد
شب آستان نیاز من و غریبی ها ست
همیشه مانده در این شب به سینه ام فریاد
مرا که بی کس ام امّا در این غریبی ها
همیشهلغزش اشکی نوازشم می داد
پرنده قفسم مبتلای عشق و جنون
خدا نخواست که باشم در آسمان آزاد
اگر که شب برود یا سپیده باز آید
قسم به شب به سکوتش نمی روی از یاد
حسین بوربور :
به آغازیدن روزی نو
و از آن پس
بر آمدن روزگاری بهین
از مشرق امید و آرزو
طمع مکن!
چه کس تو را گفته است
که تلالو خورشید شرمسار حقیقت
از افق تیره تزویر و دروغ
سر بر خواهد آورد؟!
در تکاپوی رستگاری
به تلاطم توهم
غوطه مخور!
ای دوست به تغافل منشین!
که شب
حجم تیره انبوهی است
که به انکار سعادتمندی تو جاری گشته است.
هاشم شیرزاد :
نمی دانم کجایی؟
نمی دانم اکنون قدمت
در میان کدامین کوچه های سرد و تاریک
جای می اندازد
ولی می دانم این صدای خش خش
صدای برگ های زرد و خشکیده است
که زیر قدم هایت
خرد می شود.
مجید ابراهیمی :
روزگاری خدارا سرزنش می کردم
که دنیا را اینگونه آفرید!
وپدر ومادرم را
که به دنیایم آوردند
■
امروز عکس تورابه مادر
نشان می دهم
لبخند میزنیم
من برای پرندگان دانه می ریزم
ودعا می خوانم
به سلامت بازگردی.
سیده شهره حقدوست اسکویی:
باور نداشتم خودم و باور خودم
انگار سنگ که از کوه میکنند
من سخت بسته به دنیا و لحظه ها
من طاقتی عجیب
در این گیر و دارها
دلبستگی به خدا نه،خدانما
هی تو سلام من علیک دادی و من آب خوردم و
مثل تمام روزمره شدنهای دیگرم
آب و سلام و لعن .آب و سلام و لعن
من سخت بسته به دنیا و لحظه ها
تو معجزی بزرگ در این گیر و دارها
من باوری عجیب در این پاسخ شما
آقا سلام و علیکی که داده ای
تو باوری بزرگ در اندوه آبها .
زهره سادات اردستانی :
یادش بخیر/ با بچه ها/ تو کوچه ها/ الک دولک/ حسن کلک/آهای آهای گرگم و گله می برم/چوپون دارم نمی زارم/ دسته جمعی قایم موشک پشت دیوار/ حسن و حسین تیله بازی/ چه برقی می زد تیله ها/ تو جیبشون صدا می داد/جرینگ جرینگ جرینگ جرینگ/...
محمد تقی قشقایی :
به تو که می رسم
دست هایم گُر می گیرند
به تو که می رسم
کتف هایم درد می کند
سرم به پایین می افتد
و باران بی بهانه
به دست و پایم می افتد
آب چیز بدی است !
بدون آب
و بدون شاخه هایت
زیباتر شده ای!
فقط سرت را کمی بالاتر بگیر !
حرم حضرت ابوالفضل- 14 دی 1390
















